نوای قلم

خانه » اجتماعی » ایران در مواجهه با خطری به نام تجزیه

ایران در مواجهه با خطری به نام تجزیه

ایران در مواجهه با خطری به نام تجزیه
صد و پنج سال پیش در چنین روزهایی آورده اند که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که می‌خواست پرچم روس را خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در حمایت دولت روس قرار دهد گفت: «جناب کنسول! من می‌خواهم هفت دولت زیر سایه بیرق ایران باشد شما می‌خواهید من زیر بیرق روس بروم؟ هرگز چنین کاری نخواهد شد»
امروز اما دوباره بوی توطئه ایی دیگر از جانب استعمارگران و اربابان اصلی در پس پرده شان به مشام میرسد،آنها انیرانیان را به صف کرده و اینبار دست بر مسائل قومی در ایران گذاشته اند.آنها پس از چندین سده کوبیدن بر طبل خرافات مذهبی و آتش افروزی در خاورمیانه و سواستفاده از ناآگاهی و تعصبات مذهبی مردمان آن خطه به ویژه ایران، اینک با توجه به گسترش وسایل ارتباطات جمعی و آگاه شدن بسیاری از پوچی اختلافات مذهبی و رهایی بسیاری از خرافات،این سلاح و حربه را دیگر جوابگوی خواستهای خود در عصر حاضر ندیده و اینک درصدد برامدند طرحی که بنیان اش را چندین دهه است پی ریزی کرده را به مرحله اجرا دراورند و آن چیزی نیست جز «تجزیه ایران»
تجزیه طلبان

اما برای آگاهی از عوامل پیدایش و بنیانگذاران این بدعت نامیمون و شناخت بنیاد توطئه کمی باید به گذشته بازگردیم.از دوره حکومت قاجار که این نقطه آغازین این تحرکات بود و میتوان مهمترین تحرکات را این زمینه به این صورت دسته بندی کرد.
تجزیه طلبان کردستان: از دوره پهلوی تا کنون که ناآرامی‌هایی در مهاباد منجر به حضور نیروهای نظامی در ناحیه گردید.در سال ۲۲ ژانویه ۱۹۴۶ (سه شنبه، ۲ بهمن ۱۳۲۴) جمهوری مهاباد یا جمهوری کردستان آزاد در شمال غربی ایران به رهبری قاضی محمد تشکیل شد.
در سپتامبر ۱۹۴۵ قاضی محمد و عده‌ای دیگر از شخصیت‌های جمعیت احیای کرد به شوروی دعوت شدند و با جعفر باقراف نخست وزیر جمهوری آذربایجان شوروی دیدار کردند. این نیروها خواهان کشوری کرد بودند و امیدوار بودند اتحاد شوروی از کمک مالی و تسلیحاتی بدانها دریغ نورزد. در بازگشت از این سفر بیانیه‌ای با امضای قاضی محمد و ۱۰۵ تن از سرشناسان کرد انتشار یافت. در این بیانیه تأسیس حزب دموکرات کردستان اعلام و هدف‌های حزب برشمرده شد. بدین طریق در روز دوم آبان ماه سال ۱۳۲۴ برابر با ۱۹۴۵ میلادی، کنگره اول حزب دموکرات کردستان منعقد شد.
تنها ۱۵۹ روز بعد از تأسیس یعنی روز دوم بهمن ماه ۱۳۲۴ (برابر با ۲۲ ژانویه ۱۹۴۶)، این حزب با استفاده از شرایط مناسب آن زمان (اشغال ایران توسط متفقین) و با حمایت دولت شوروی در بخشی از آذربایجان ایران (که در اشغال شوروی بود) جمهوری خودمختار مَهاباد را تشکیل داد.
جمهوری کردستان تنها ۱۱ ماه دوام آورد و علت آن انعقاد قراردادی از جانب دولت وقت ایران با اتحاد جماهیر شوروی و حمله ارتش ایران به کردستان بود.
ارتش نهایتاً در ۱۶ آذر ۱۳۲۵ جمهوری کردستان را سرنگون کرد و نخستین رهبر حزب دموکرات و رئیس جمهور وقت یعنی قاضی محمد را به همراه بسیاری دیگر (همچون حامد مازوجی) در میدان مرکزی شهر مهاباد به دار آویخت. اعدام‌های دیگری در سقز و سایر شهرها نیز صورت گرفت. سایر اعضای حزب نیز یا زندانی شدند و یا موفق شدند به خارج و به ویژه به مناطق کردنشین شمال عراق بگریزند.هرچند که در گذر زمان با ظهور احزاب و سازمانهای تجزیه طلبی مانند حزب دموکرات کردستان و حزب کومله این توطئه ها همچون آتش زیر خاکستری روشن مانده و تا امروز اثرات آن به خوبی ملموس است.
حرکات تجزیه طلبی در ناحیهٔ سیستان و بلوچستان
منطقه آذربایجان که با حمایت برخی کشورها همانند ترکیه و شوروی شاهد بروز حرکتهایی تجزیه طلبانه (همانند جاماح, گاموح و دولت پیشه‌وری) بوده‌است حتی برخی شیخ محمد خیابانی را تجزیه طلبی دانسته‌اند که حتی نام آذربایجان را به «آزادی‌ستان» تغییر داد و قصد داشت رشته اطاعت از مرکز را بگسلد.
اول.پدیده پان ترکسیم و رویای آذربایجان بزرگ برای جیره خواران الهام علی اف ریشه در روزگارانی دارد که استالین به وسیله سید جعفر پیشه وری از موسسین حزب کمونیست ایران سعی داشت تا تکه دیگری از این لحاف چهل تکه را مانند آن هفده شهر قفقاز و… به یغما ببرد.در آن روزگار سران «فرقه دموکرات آذربایجان» تلگرامی به میرجعفر باقراف، دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان به «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان» مخابره کردند که متن آن در روزنامه آذربایجان، ارگان کمیته مرکزی «فرقه دموکرات آذربایجان» به چاپ رسید در متن تلگرام مذکور چنین آمده‌است: پدر عزیز و مهربان میرجعفر باقراف. خلق آذربایجان جنوبی که جز لاینفک آذربایجان است، مانند همه خلق‌های جهان، چشم امید خود را به خلق بزرگ شوروی و دولت شوروی دوخته‌است.چندی بعد پیشه‌وری از استالین درخواست می‌کند مخفیانه برای‌شان اسلحه بفرستد و به‌او قول می‌دهند که نخواهند گذاشت کارگزاران دولت ایران از این موضوع اطلاع بیابد. به‌او اطّلاع می‌دهند که مردم آذربایجان خواهان جدایی از ایران هستند ولی اگر استالین ترجیح بدهد که فعلاً از ایران جدا نشوند، هم‌همچنان برای برقرار کردن دولت سوسیالیستی در ایران تلاش خواهند کرد..
البته این قائله با اقدامات مردم میهن پرست اذربایجان،قوام السطنه و شخص محمدرضا شاه پهلوی که گفت:اگر دستم را قطع کنند سند جدایی آذربایجان را امضا نخواهم کرد با پیروزی ایران در دفاع از تمامیت ارضی خود پایان یافت.
دوم.جمهوری شوروی سوسیالیستی گیلان با عمری کوتاه که با کمک ارتش سرخ شوروی و توسط میرزاکوچک خان جنگلی در بخشی از گیلان تاسیس شد نیز خود برگ دیگری از تاریخ تحرکات تجزیه طلبانه به پشتوانه قدرتهای جهانیست.
سوم.در جنوب کشور نیز شیخ خزعل وابسته به دولت فخمیه بریتانیا بر طبل تجزیه می کوبید.پس از کشف نفت در مسجد سلیمان و حضور انگلیسی ها در خوزستان آنها با تقویت افراد صاحب نفوذی نظیر شیخ خزعل و دادن رشوه و مقام سیاسی به آنان سعی در ناکارآمد نشان دادن حکومت مرکزی ایران و فراهم آوردن مقدمات خودمختاری و تجزیه این استان را داشتند در همین ارتباط اعطای نشان ک.سی.آی.ای(نشانی سیاسی) به شیخ خزعل و از طرفی دانستن این موضوع که کنسول انگلستان در اهواز «جی بی بیل» طی نامه‌ای کاملاً محرمانه به مأمور سیاسی انگلستان در بوشهر مورخ ۳۰ ژوئن ۱۹۲۳ (۸ تیر ۱۳۰۲) از او می‌خواهد، برای حفظ حوزه‌های نفتی بر اساس پیش‌بینی شده در آن نامه، با شیخ خزعل همکاری صمیمانه و تنگاتنگی به عمل آورد،خود مهر دیگری بر سند ارتباط تاریخی تجزیه طلبان با قدرت های جهانیست و امروز سازمانها و گروهک های جدیدی مانند حزب تضامن اهواز تشکیل شده و به مانند گذشته از حمایت های مالی کشورهای غربی در جهت کاشتن بذر نفاق تحت عنوان حق طلبی و برداشت آنچه خواست ارباب و طمع خود است تلاش میکند.
تمامی این قائله های تجزیه طلبی با پاسخ های کوبنده ایی از طرف رضا شاه بزرگ و در راستای یکپارچگی ایران پایان یافت.درخواست استفاده از نام ایران به جای پرسیا از کشورهای جهان نیز بی ارتباط با این موضوع نیست در همین ارتباط برخی از روشنفکران آن روزگار مانند سعید نفیسی و محمدعلی فروغی به رضا شاه پیشنهاد کردند تا به جهانیان اعلام کند که دیگر در مکاتبات بین المللی ایران را با نام پرسیا مورد خطاب قرار ندهند بهم همین منظور در روز اول فرودین ماه یک هزار و سیصد و چهارده وزارت امور خارجه بخشنامه آن را صادر کرد.
بدین صورت توطئه تجزیه ایران مانند غده ایی سرطانی و مرموز به آن درمان موقت پاسخ داد اما به مدت بیش از نیم قرن در بدن ایران زمین ماند اما از بین نرفت. برنارد لوئیس که از او با نام پدر یا معمار تجزیه ایران یاد میکنند خاورشناسیست یهودی تبار زاده لندن و استاد دانشگاه بریستون در ایلات متحده آمریکا،او در نشست بیلدربرگ در سال 1979 یعنی در روزهایی که انقلاب اسلامی ایران را در نوردیده بود،طرح« خاورمیانه بزرگ» که با عنوان«پروژه برنارد لوییس» نیز یاد میشود را ارائه کرد.برپایه این طرح ایران باید به شش یا هفت تکه تقسیم شود.
در بخش بعدی این نوشتار به عواملی که پس از انقلاب اسلامی در سال 57 بار دیگر در تلاش بوده و هستند تا به اهداف شومی که یک قرن پیش پایه آن را گذارده دست یابند خواهم پرداخت زیرا امروز بیم آن میرود که در نبود تعقل و عدم کارایی حاکمان و منفعت طلبی بخشی ازانیرانیان(دشمنان ایران) که امروز در لباس مخالفین جمهوری اسلامی در بدنه اپوزیسیون خارج کشور جا خوش کردند، اینبار این سرطان شوم تمام جان ایران را فرا گرفته و تلاش های بیش از یک قرن نیاکان ما در جهت حفظ تمامیت ارضی این گربه نشسته بر بام آسیا را به هدر دهد.
فردوسی بزرگ میفرمایند:
چو ايران نباشد تن من مباد بدين بوم و بر زنده يک تن مباد
ادامه دارد..
یزدان پرست

منابع ویکی پدیا و مقالات تاریخی گوناگون


پاسخی بگذارید(دیدگاه شما چنان که شامل توهین به افراد دیگر نباشد منتشر خواهد شد)

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: